تبلیغات
تالار سونیکی - شورای دانش اموزی یک دختره!(قسمت4)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : ᗩᒪIᔕᗩ .
نویسندگان
صفحات جانبی
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

تالار سونیکی
جمعه 7 اسفند 1394 :: نویسنده : ᗩᒪIᔕᗩ .       
اینم از قسمت 4
راستی ممکنه دیگه نقاشیامو به دلیل خراب شدن پینت تول سای توی دفتر بکشم
بعد کافی شاپ بلند شدیم تا یکم بریم خرید
توی خیابون داشتیم راه میرفتیم که
آرتور:لباس زیر زنونههههههههه
بوووووووووم
سرش باد کرد چون زدم تو سرش :l
من:بی حیای عالم خفه شو!Angry Mabel by lesleyplz
آرتور:آآی سرم چرا میزنی -_-
فلاویا:بچه ها خوبه آرتور گفت..خوب بریم بخریم
من:واااااااااات
سحر:مگه چیه؟
من سرخ شدم
من:به دلیل کوچیک بودن سینم مایو و لباس زیر برام زیاد پیدا نمیشهAi Fuyuumi (Blush) [V1] by Jerikuto
هانتر:حالا بیا بریم تو شاید باشه!
اسنو:راست میگه
من:خیل خوب -_-
آرتور:Anime Emoji (Blush Oh yay dance) [V6] by Jerikuto
اسنو و فلاویا و سحر رفتن واسه خودشون لباس زیر پیدا کنن
هانتر:آلیسا بیا بت کمک کنم مایو پیدا کنی.
من:ن..نیاز نی...!Kaori Fujimiya (Total Shy and Blush) [V1] by Jerikuto
اما هانتر دستمو کشیدو منو برد یه قسمت از فروشگاه
بعد 20 دیقه کل فروشگاهو گشدیم اما سایز من پیدا نشد
من رو زمین ولو بودم
من:این بدبختیه!
آرتور اون دوروبرا داشت لباس زیر هارو نگا میکرد
آرتور:وای جون این قشنگه!
یدفعه چشمش خورد به سایز من
آرتور مایو که سایز من بودو توی دستش گرفتو دویید طرفم
آرتور:آلیساااااااا این سایزتههههههه
بعد خورد به هانتر
هانتر:آیییییییی جولو چشمتووووو نیگااااااااا
من مایو رو گرفتم تو دستم
من:پس فکر کنم بخرمش!
آرتور:حتما هم بهت میاد!
بعد خریدمش و بچه هاهم ند تا مایو خریدن
توی خیابون بودیم
فلاویا:حالا کجا بریم؟
آرتور:نمیدانم -_-
فلاویا با چشایع خمار رو به آرتور کرد
فلاویا:من با تو بودم؟:l
بعد 3 ساعت گشت و گذار من:خسته شدمممممم
من فقط یه مایو و پیرهن خریده بودم و بچه هاهم چیزهای مختلف
فقط آرتور بود چیزیم نخریده بودو بدبخت باهامون هم راه اومدو هیچی نگفت
اسنو:فکر کنم آرتور هم باید یچیزی بخره ! :)
سحر:اره دیقا
من:ولش کنید باو این فیلمشه خودشو لوس میکنه
آرتور:یعنی من اینجا هویجم؟؟
هانتر:من هویج دوست دارماااا بپا نخورمت!
آرتور هی غر زد
سه تا دختر داشتن از کنارش رد میشدن
یکیشون:وای چه خوشگلههههههShouko-Blush (Baka to test) by llBloodyPawsll
یکی دیگشون:خوشتیپم هستتتتتتADJ - Himawari Blush by JovySanchez02

یکی دیگه:بیشتر نازهههههههTeletha Testarossa (Blush) [V1] by Jerikuto
من:T_T

آرتور با قیافه حق به جانب روشو به ما کردو یه لبخند زدو چشمک زد
هانتر:برو باو :l
آرتور:نمیرم

من:خیل خوب الان برات یه سویشرتی میگیرم!
آرتور:حالا ببینم چی میشه 
سحر:حالا ببینی چی میشه؟؟
اسنو:لوس ننر ما میخوایم برات بخریم!
فلاویا:حرف غیر ربط نزنننن
هانتر:داریم بهت لطف میکنیم بچه
آرتور:غلط کردممممم
سحر:خوب من میرم اون کفش فروشیه :l
اسنو:منم برم اون جین فروشیه
فلاویا:پس منم برم برات تیشرت بگیرم
هانتر:با اینکه پررو میشی من میرم یه کلاه ارزون برات میگیرم
آرتور:ممنون ممنون من مطلق به همم
همه:خفه شو!
آرتور:چشم :l
بعد نیم ساعت همه از هم خدافظی کردن
منو آرتور کوله پشتیامونو انداختیم رو کولمون(از مدرسه اومده بودیم خرید دیگه)
آرتور:خیلی خوش گذشت دوستات خیلی باحلن ازشون خوشم میاد
همینطوری که داشتیم با هم میرفتیم
من:نظرت درباره فلاویا چیه؟دلم میخواد نظرتو درباره همشون بدونم :)
آرتور:خوب اون دختر شوخو مهربونیه....گاهی وقتا بداخلاق میشه.ازش خوشم میاد چون دوستمه دیه
من:ای کلک... :lخوب سحر چی؟
آرتور:خووووو....بنظر من دختر خوشگلیه و بیشتر مواقع تو مساعل خودشو کوچیک نمیکنه.من بیشتر از موهاش خوشم میاد!
من:اسنو چطور؟
آرتور:نظری ندارم.!اما از مدل صداش خیلی خوشم میاد!دختر واقعا سرزنده ایه و بنظر میاد خیلی قلب مهربونی داشته باشه!
من:هانتر
آرتور یکم مکس کردو سرشو اورد بالا
آرتور:خوب.....شوخ.باحال.خوشگل.زرنگ.خوش هیکل.مهربون.خوشتیپ...
من:وایسا ببینم :l اونوقت چرا؟
آرتور:والا هیچی....در صورت همشونو دوست دارم :l
من:خوبه.. :l
داشتیم راه میرفتیم گلنو دیدیم
آرتور:توووووووو
گلن:دقیقا هم قدیناااااا.......
من:خفه شووووووووو
گلن:راستی....
اومد جولومون
گلن:بابت اون روز متاسفم..بیاین باهم دوست باشیم....
من:هووووومMikasa Ackerman (Blush) [V1] by Jerikuto
آرتور:ببین داش...
بعد رفت تو صورت گلن
آرتور:من رو آبجیم حساسمااااا...اگه بشنوم کار بدی باهاش کردی....
گلن:نگران نباش...به آبجیت کاری ندارم
یدفعه آرتور با گلن دست داد
آرتور:آشتی
گلن دستشو اورد طرف من
من خوف ناک نگاش کردم
بعد دستشو پس زدم
من:لازم نکرده...Saya Tokido (Tsundere Blush) [V6] by Jerikuto
گلن یه لبخند کوچولو زدو روشو اونور کرد
گلن:فعلا...
پایان این قسمت




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 24 اسفند 1394 10:08 ق.ظ
و اینک برادر غیرتی وارد میشود
ᗩᒪIᔕᗩ .وای انقدر روم غیرتیهههههه
جمعه 21 اسفند 1394 10:26 ب.ظ
وای خیلی باحال بود خخخ مخصوصا اونجا که همه با هم گفتن خفه شوعاقا عالییییی
ᗩᒪIᔕᗩ .یس
جمعه 21 اسفند 1394 03:01 ب.ظ
المنحرفی الجاتتت ارتور از کجا میدونه سایزتووو =|
ᗩᒪIᔕᗩ .
سه شنبه 11 اسفند 1394 12:51 ق.ظ
الیسا ...میگم خشتکت جر نخوره پاتو تا پس کلت اوردی بالا :/ مگه خشتک پارس :/
ᗩᒪIᔕᗩ .:l
دوشنبه 10 اسفند 1394 02:33 ب.ظ
بخاطر الیسا رحم میکنم
ᗩᒪIᔕᗩ .آرتور:واقعا تنکس
دوشنبه 10 اسفند 1394 12:27 ب.ظ
بهله:/ پیر مرد:/ خفه آرتور من یه سال ازت بزرگترم میزنم لهت میکنم الیسا با کاردک جمعت کنه:/ حیف بخاطر الیسا بهت تخفیف میدم الیسا یه بشکن بزنه روانه ی بیمارستان بعدش باید واست دسته گل بیارم :/
هیچ وقت رو اعصاب یه دختر مخصوصا من رژه نرو
مگه نه الیسا الیسا تو هم دوست داری گلن رو له کنی
ᗩᒪIᔕᗩ .آرتور:غلط کردم به من رهم کن ._.
چرا که نه
دوشنبه 10 اسفند 1394 10:25 ق.ظ
عالیییییییییی
شنبه 8 اسفند 1394 07:58 ب.ظ
داداشت چه منحرفه نچ نچ نچ:|خداروشکر من پیشش نیستم:|
ᗩᒪIᔕᗩ .خداروشکر
شنبه 8 اسفند 1394 05:30 ب.ظ
ارتور از اون سنت خجالت بکش بچه جون:/
الیسا خوبه یه فروشگاه بزرگ لباس نرفتیم مگرنه شهیدتون میکردم
ارتور نظر لطفته مچکر :/
ᗩᒪIᔕᗩ .آرتور:اگر من بچم تو پیرمردیاره دیگه
شنبه 8 اسفند 1394 10:15 ق.ظ
اینم 6 تا نظر
حالا ادامه رو بذار
ᗩᒪIᔕᗩ .ای باو باباجان فقط تو که نباس نظر بدی
شنبه 8 اسفند 1394 10:15 ق.ظ
والا زیاد کسی اون روی سگ منو ندیده
ᗩᒪIᔕᗩ .آرتور:همینطوریش ترسناکی
شنبه 8 اسفند 1394 10:14 ق.ظ
آفرین به منم بسر آپ نمودم
ᗩᒪIᔕᗩ .باش
شنبه 8 اسفند 1394 10:14 ق.ظ
مثل جولی نباش که میگه 20 تا نظر
ᗩᒪIᔕᗩ .الله اکبر
شنبه 8 اسفند 1394 10:13 ق.ظ
آفرین 6 تا نظر خوبه
ᗩᒪIᔕᗩ .الله اکبر
شنبه 8 اسفند 1394 09:56 ق.ظ
اتفاقا نظر تمام بچه های مدرسه مون در مورد من همینه
البته اونا نمیگن بداخلاق:/ میگن ترسناک میشم :| من بچه به این مظلومی :|
این قسمت هم عالییییییییی بوددددددددددد ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه ادامههههههههههههه
ᗩᒪIᔕᗩ .آرتور:برای من بداخلاقی ترسناک هم هستی

6 تا بشه نظرات چشم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.